پوریا پوریا ، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

پوریا پسر مهربون من

اخر هفته در شمال

هفته گذشته با مامانی و بابایی و خاله سعیده رفته بودیم شمال برای عروسی جای همه خالی خیلی خوش گذشت هوا هم خیلی عالی بود هم بارون بود هم آفتاب هم سرد بود هم گرم. گل پسر ما از اونجایی که خیلی وقته شمال نرفته بود وقتی چشمش به جنگل افتاد ترسید و همه رو مجبور کرد که باید همه شیشه های ماشین رو بکشن بالا تا چیزی نبینه بعد بابایی بهش ماشینا رو نشون داد تا حواسش پرت بشه و از ترسش کم شه خلاصه اینکه همه چیز خوب و عالی بود و خیلی هم به گل پسر خوش گذشت فقط خوابش چون نامنظم و کم شده بود یه کم اذیت می کرد و بهونه می گرفت تو عروسی هم اولش یه کم اذیت کرد ولی بعدش تا صدای موزیک رو شنید مشغول رقصیدن شد و بی خیال ما اینم چندتا عکس از جنگل رفتن گل پسر &n...
15 آبان 1391

سلام

سلام سلام اول ببخشید که خیلی وقته مطلب جدید نفرستادم به خاطر اینکه هفته قبل هفته خیلی شلوغی بود و وقت نشد بعدش هم که چند تا عکس خوشگل و ملوس از گل پسر گرفتم ولی چون رم ریدرم مشکل پیدا کرده و هنوز موفق نشدم درستش کنم عکس جدید نذاشتم گل پسر ما این روزا همچنان به مهد کودک میره و فکر میکنم از شرایط جدیدش هم راضی باشه فقط تنها ایرادش اینه که هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشه میگه« مامان دنیا من مینیام مهد توتت تو برو با بچه ها بازی هن » ولی بعد از غذا خوردن و لباس پوشیدن تقریبا راضی میشه و آماده برای رفتن به کلاس تازه شنبه هم با خاله رویا رفتیم براش خمیر بازی ، چسب ، مقوا و..... برای کاردستی درست کردنش خریدیم . جالب این بود که پو...
15 آبان 1391

حیاط مهد کودک

امروز بالاخره به کمک دوست خاله رویا (خاله نسرین) تونستم رم ریدر پیدا کنم و عکس های گل پسر رو بذارم رو وبلاگ هورااااااا زنده باد خاله نسرین چندتا عکس از پوریا تو حیاط مهد کودک گرفتم .... الهی قربون چشمات برم که آفتاب خورده بهش .... ساعتش رو نگاه کن چقدر نازه .... عسل من ...
15 آبان 1391